کد خبر : 134
تاریخ انتشار : دوشنبه 17 فوریه 2020 - 8:14

منافقین در آغاز انقلاب

تاریخچه منافقین قسمت پنجم

تاریخچه منافقین قسمت پنجم
نقش پر رنگ حضرت امام خمینی رحمت الله علیه و جایگاه غیر قابل قیاس او در رهبری نظام جدید به گونه‌ای بود که سازمان نمی‌توانست در برابر امام ادعای رهبری انقلاب را داشته باشد

“پایگاه اطلاع رسانی مجاهدین”؛منافقین که هیچ نقشی در به ثمر نشستن انقلاب اسلامی نداشتند و از اصل و اساس و ریشه با آن مخالف بودند، پس از پیروزی نهضت اسلامی در سال ۱۳۵۷ خود را محق و مدعی در این حرکت ارزشمند می‌دانستند و از آنجا که نیت آنان همچون سلفهای منافقشان (طلحه و زبیر) جز دنیا پرستی، دنیا دوستی و حب آن نبود، وقتی از قافله مسئولیت و حضور در بدنه حاکمیت و دولت، عقب ماندند شروع به ایجاد سنگ اندازی و مزاحمت برای دولت و جامعه نمودند.
پس از اعلام همه پرسی از مردم برای رای مثبت یا منفی به حکومت جمهوری اسلامی، مسعود رجوی و موسی خیابانی به عنوان کادر رهبری منافقین در بعد از ظهر روز رای‌گیری در حوزه شهرداری ناحیه دو در خیابان صبا حاضر شدند و به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند.*
رجوی در پاسخ به این سوال که آیا محتوای جمهوری اسلامی که به آن رای میدهد مشخص است یا نه گفت:
” ما مطابق برنامه حداقلی که اعلام کرده ایم محتوای ضد امپریالیستی، ضد ارتجاعی،ضد دیکتاتوری و ضد استثماری اسلام انقلابی را مشخص کرده ایم و در همین رابطه هم از دولت مسئولیت خواهیم خواست و با همین ملاک هم روی قانون اساسی قضاوت خواهیم کرد.چرا که معتقدیم با اعلام جمهوری اسلامی مسئولیت انقلابی ما مضاعف شده است.و برای تحقق اهداف انقلابی اسلام تا آخرین نفس خواهیم کوشید.”
با رأی قاطع مردم ایران به جمهوری اسلامی در دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸، امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ طی پیامی به ملت ایران، جمهوری اسلامی را رسما اعلام فرمودند.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و پیرو آن تعیین حکومت جمهوری اسلامی، منافقین تلاش خود را در جهت نفوذ هر چه بیشتر در نهادهای انقلابی شکل گرفته پس از انقلاب انجام داد. هدف این بود که سازمان بتواند بر نظام جمهوری اسلامی مسلط شود و رهبری انقلاب را به دست گیرد.
نقش پر رنگ حضرت امام خمینی رحمت الله علیه و جایگاه غیر قابل قیاس او در رهبری نظام جدید به گونه‌ای بود که سازمان نمی‌توانست در برابر امام ادعای رهبری انقلاب را داشته باشد، از سوی دیگر، امام از سال‌ها قبل نشان داده بود که با ماهیت این جریان‌های منافق آشناست و فریب ظاهر سازی آن‌ها را نمی‌خورد. با این حال سران منافقین در ابتدای پیروزی انقلاب با برائت جستن ظاهری از گروه‌های مارکسیست‌شده سابق سعی داشتند که وجهه خود را نزد رهبران مذهبی انقلاب بازسازی کنند و تا حد توان به مجموعه‌های انقلابی جدید نفوذ کنند. نفوذ در دادگاه‌های انقلاب،‌ کمیته‌های انقلاب، و دیگر نهادهای انقلابی از اقدامات اولیه سازمان بود که با دستور امام جلوی آن گرفته شد.
در پی تلاش این جریان نفاق و برخی دیگر از گروهک‌های ضد اسلامی در نهادهای انقلابی امام در همان ابتدای سال ۱۳۵۸ سخنانی علیه توطئه گروهک‌هایی که علیه اسلام هستند گفتند که سازمان منافقین یکی از مصادیق آن بود.
سازمان منافقین در تلاش برای رفع این فضا علیه خود دست به تبلیغات فراوانی زد از جمله در یک اعلامیه عمومی مدعی شد که عقاید کاملاً اسلامی دارد و این عقاید را در نامه‌ای به امام نیز آورده است. بخشی از متن اعلامیه سازمان منافقین در آن زمان چنین بود:
«به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران، اخیراً پاره‌ای شایعات که اذهان خواهران و برادران عزیز مسلمان را نسبت به مجاهدین خلق ایران مشوب می‌نمود شنیده می‌شد. شایعاتی که به دنبال ضربه خائنانه فرصت‌طلبان چپ‌نما به سازمان در سال ۵۴ قوت گرفته و ارکان عقیدتی اسلامی برادران ما را مخدوش جلوه می‌داد. و نهایتاً آب به آسیاب همان‌هایی می‌ریخت که اصطلاح ضداسلامی و ضد مردمی «مارکسیسم اسلامی» را ابداع و رایج کرده بودند. خوشبختانه پدر بزرگوار و روحانی ما حضرت آیه‌اللّه امام خمینی از مدت‌ها قبل بطلان این اصطلاح آریامهری را برملا کرده و مشت محکمی در این رابطه به دهان شاه خائن کوبیده بودند. از سوی دیگر مجاهدین خلق ایران نیز به اعتبار چهارده سال کار خونبار مکتبی خود نیازی به رودررویی مستقیم با شایعات فوق‌الذکر که حاصلی جز تشدید اختلافات و ایجاد نفاق در درون صفوف به هم فشرده مردم ندارد، نمی‌دیدند. صفوفی که اکنون نیز بیش از همیشه به وحدت و یگانگی نیازمند است.
به خصوص که ارکان عقیدتی اسلامی ما از پیش نیز در مدارک مستند آموزشی سازمان، به تفصیل، تشریح و اثبات شده و سری جدید آموزش‌های ایدئولوژیک نیز که تکمیل شده است به تدریج آماده انتشار می‌گردد. لکن در یکی دو ماه اخیر شایعات زیان بار مزبور حتی به گوش امام نیز رسیده بود. تا این که ایشان امر و سفارش کرده بودند که جهت روشن شدن مطالب، ارکان عقاید و جهان‌بینی خود را از طریق وسایل ارتباط جمعی به اطلاع همگان برسانیم. گو این که تشریح جامع و منطقی عقاید و ارکان جهان‌بینی توحیدی مستلزم کتب و جزوات مشروحی است که تدریجاً در اختیار عموم قرار خواهد گرفت، لکن پیام امام ما را بر آن داشت که به زبانی ساده و همه فهم اصول شناخته شده دین اسلام و آیین انقلابی تشیع را که لاجرم لازمه انفکاک‌ناپذیر بنیادهای اعتقادی هر فرد یا گروه مسلمان و از جمله مجاهدین خلق ایران است، ضمن نامه کوتاهی به امضای یکی از برادران، به اختصار و با وضوح تمام جهت روشن شدن ذهن عامه مردم به عرض ایشان برسانیم… -مجاهدین خلق ایران – فروردین ۵۸»
علاوه بر این اعلامیه سازمان مجاهدین خلق نامه‌ای در بیان عقاید خود به امام نوشته بودند که آن را نیز منتشر ساختند. بخش‌هایی از آن نامه چنین است:
«حضور پدر بزرگوارمان رهبری انقلاب حضرت آیه‌اللّه العظمی امام خمینی
پس از عرض سلام، کمترین فرزندان مجاهد آن حضرت، حسب‌الامر آن پدر گرامی که از ارکان اعتقادی اینجانبان سؤال فرموده‌اید معروض می‌دارند که:
ارکان عقیدتی مجاهدین همان ارکان عقیدتی دین مبین اسلام و مذهب حقه جعفری اثنی‌عشری است. همان تشیع علوی و همان ارکان عقیدتی قرآن یعنی کتابی که از ابتدا تا انتها بدون کمترین خدشه‌ای تا ابد راهنمای بشریت و مورد اعتقاد مسلمانان بوده و خواهد بود. با این همه حسب فرامین شفاهی پدر گرامی‌مان که در این مورد سؤال کرده بودید مختصراً ارکان عقیدتی خود را که برخلاف نظرگاه‌های مادی است به شرح زیر اعلام می‌داریم:
۱ ـ توحید: جهان را خالقی است یکتا، احد، لم یلد و لم یولد که مشیت جمله کائنات درید قدرت اوست. ذاتی یگانه و بی‌همتا که کل شی‌ء هالک الاوجهه… و نشهدان لا اله الا اللّه…. کلیه صفات ثبوتیه و سلبیه ذات باری چنانکه در عموم کتب شرعیات آمده است نیز بی‌گمان لازمه هر عقیده اسلامی است که فرزندان شما از آغاز بدان معتقد بوده و هستند.
۲ ـ عدل: خدای یکتا عادل است. عدل مطلق و نمی‌شود که حتی به قدر «پوسته خرمایی» ستم روا دارد.
۳ ـ نبوت: از طریق وحی، انبیاء مرسل که اول آن‌ها حضرت آدم و خاتم آنها حضرت محمد (ص) هستند جهت بشارت و انذار بندگان به پیام‌آوری فرستاده شده‌اند و نشهدانّ محمدا رسول‌اللّه.
۴ ـ امامت: پس از ختم نبوت، از ذریه رسول اکرم و علی علیه‌السلام جهت ادامه هدایت بنی بشر دوازده تن ائمه که آخرین آنها زنده و غایب است به منصب امامت رسیده و اسلام ما را به اوج اعتلاء رسانده‌اند.
۵ ـ معاد: بنی بشر را حیاتی است پس از مرگ که در آن به کیفر و پاداش اعمالی که در این جهان از آنها سر زده است خواهد رسید. خصوصیات جهان اخروی همان است که در کتاب خدا (قرآن) خط به خط و نکته به نکته آمده است. والسلام علیکم «مسعود رجوی» ۳۰ فروردین ۵۸.»
در هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ رجوی و خیابانی به دیدار امام خمینی رفتند و طی جلسه ۱۵ دقیقه‌ایکه با ایشان داشتند سعی نمودند با تزویر و دروغ وجهه خود را نزد ایشان موجه نشان داده و خواسته تشکیلات متبوعشان را در راه آرمان های آزادی بیان نمایند در این جلسه امام به این دو نفر اینگونه عارض شدند که « اسلام بیش از هر چیزی به آزادی عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادی نیست؛ الاّ در چیزهایی که مخالف با عفت عمومی است»

به دلیل اهمیت فوق العاده قانون اساسی در نظام جمهوری اسلامی، هیأت دولت موقت با بحث و بررسی و احتمالا اصلاح پیش‌نویس قانون اساسی که طرح مقدماتی آن در هنگام تبعید امام خمینی (ره) در پاریس با تلاش افرادی چون دکتر حسن حبیبی نوشته شده بود، طرح پیش نویس قانون اساسی را در روز شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۵۸ جهت اطلاع ملت و اعلام نظر اندیشمندان در مطبوعات به چاپ رسانید. در این پیش نویس مهم‌ترین وظایف و اختیارات رییس جمهور عبارت بودند از:
۱- برقراری ارتباط سه قوه مقننه، قضاییه و مجریه توسط رییس جمهور (اصل ۱۶)
۲- اعمال قوه مجریه توسط رییس جمهور و هیأت وزیران (اصل۱۹)
۳- بالاترین مقام رسمی در امور داخلی و روابط بین‌المللی و اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه (اصل ۷۵)
۴- توشیح قوانین (اصل ۸۳)
۵- درخواست تجدید نظر در قوانین از مجلس (اصل ۸۴)
۶- پیشنهاد همه‌پرسی برای تصویب عهدنامه یا لایحه (اصل۸۶)
۷- انتخاب نخست وزیر (اصل ۸۷)
۸- انحلال مجلس از طریق اعلان همه پرسی آنگاه که بین قوه مجریه و مقننه اختلاف به وجود آید و توافق ممکن نگردد.(اصل ۸۹)
۹- اعلان عفو عمومی پس از تصویب مجلس شورای ملی (اصل۹۰)
۱۰- اعطای نشان‌ها و عناوین افتخاری (اصل ۹۱)
۱۱- اعلان جنگ و متارکه آن و پیمان صلح پس از تصویب مجلس شورای ملی (اصل ۹۵)
در ضمن طبق اصل ۷۶، رییس جمهور باید مسلمان، ایرانی الاصل و تابع ایران می‌بود.
برای اینکه قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی با دقت تمام تدوین گردد، انتخاب مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۴ تیر ۱۳۵۸ از تصویب شورای انقلاب گذشت و این مجلس بعد از ثبت نام داوطلبان و انجام انتخابات در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ افتتاح گردید و کار خود را که تدوین قانون اساسی بود آغاز نمود.
در این میان، برخی از شخصیت‌های دینی و نیز گروه‌های سیاسی در قبال سیر تدوین قانون اساسی و یا برخی از قوانین مندرج در آن مواضع منفی و حتی مخالف اتخاذ کردند و با صدور اعلامیه‌هایی خواستار اعمال و درج نظرات خود در متن قانون اساسی گردیدند. از جمله سازمان مجاهدین خلق در ۱۷ آبان ۱۳۵۸ مفاد هفت‌گانه‌ای منتشر ساخت و افزود: «تا زمانی که پیشنهادهای هفت گانه آنها در متن قانون اساسی مراعات نشود، به قانون اساسی رأی مثبت نخواهند داد! این مفاد هفت گانه عبارت بودند از:
۱- محدود نمودن حقوق مالکیت و تصرف در چارچوب قرآن
۲- منوط کردن بهره‌وری از زمین و محصول به کسی که بر روی آن کار کرده است.
۳- تصریح حاکمیت مردم که جملگی خلیفه و جانشین خدا در زمین بوده و اراده خود را تنها از طریق یک مجلس و یک قانون واحد انقلابی و اسلامی بیان می‌کنند.
۴- اداره و تصدی کلیه امور کشور از طریق شوراهای واقعی .
۵- اعاده حقوق همه ملت‌ها و اقدام مبنی بر تعیین سرنوشت و اداره کلیه امور داخلی‌شان در چارچوب تمامیت ارضی خدشه ناپذیر کشور .
۶- تصمین آزادی احزاب و گروه‌ها.
۷- الغای تمام قرادادهای ننگین استعماری و قطع همه وابستگی‌های امپریالیستی و ملی کردن کلیه سرمایه‌گذاری‌ها و سهام مربوط.
اما با پشتیبانی امام خمینی (ره) از کار مجلس خبرگان قانون اساسی، متن آن در نهایت تدوین گردید و در روزهای ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۳۵۸ به همه‌پرسی گذاشته شد و با مجموع آرای ۳۳۹/۶۸۰/۱۵ رأی از مجموع ۹۵۶/۷۵۸/۱۵ رأی به تأیید ملت ایران رسید.
بر اساس فصل نهم متن قانون اساسی تصویب شده ، مهم‌ترین اختیارات رییس جمهور عبارت بودند از: عالی‌ترین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری، مسئول اجرای قانون اساسی، ریاست قوه مجریه، امضای مقاوله نامه‌ها، موافقت نامه‌ها و قراردادهای ایران با سایر دولت‌ها؛ مسئول امور برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی کشور ؛ معرفی وزرا به مجلس و عزل وزرا، در ضمن از شرایط رییس جمهور علاوه بر ایرانی الاصل و تابع ایران بودن، موارد ذیل اضافه گردید: «مدیر ، مدبر ، دارای حسن سابقه و امانت و تقوا، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور.
همان‌گونه که از مقایسه اختیارات رییس جمهور در پیش‌نویس قانون اساسی با متن تصویب شده آن بر می‌آید، اختیارات زیادی از رییس جمهور سلب و به مقام رهبری واگذار گردیده است. اما هنوز اختیارات مقام مذکور در حدی بود که تشنگان قدرتی چون سازمان مجاهدین خلق برای تصاحب آن به تکاپو افتند!
از ۲۸ آذر ۱۳۵۸ ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری آغاز گردیددر این میان سازمان منافقین نیز ، مسعود رجوی را از سوی خود نامزد ریاست جمهوری کرد.
در ۱۶ دی ماه ۱۳۵۸ معاون سیاسی وزارت کشور با صدور اطلاعیه‌ای اسامی ۱۰۶ نفر از نامزدهای واجد صلاحیت برای انتخاب اولین ریاست جمهوری را اعلام کرد. البته تعداد ثبت نام کنندگان ۱۲۴ نفر بودند که از این میان ۱۸ نفر به دلایل گوناگون از سوی وزارت کشور حذف شدند. مسعود رجوی با شماره ردیف ۱۰۴ در این لیست واجدین صلاحیت قرار داشت.
منافقین با انتشار اطلاعیه‌ای از کلیه هواداران و علاقه‌مندانش خواست کمک‌های مالی خود جهت پیشبرد تبلیغات به نفع مسعود رجوی را به حساب شماره ۱۲۰۰ بانک صادرات شعبه پیچ شمیران واریز کنند.
طبق بند ۹ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در قانون اساسی درج شده باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان [که هنوز تشکیل نشده بود] و در دوره اول به تأیید رهبری می‌رسید. اما با توجه به حجم زیاد داوطلبان اولین دوره ریاست جمهوری ، امام خمینی (ره) در ۱۴ دی ماه با دعوت از ملت ایران جهت شرکت جدی در انتخابات ریاست جمهوری مرقوم فرمودند:
«با اینکه در این دوره به حسب قانون اساسی مصوب از ناحیه ملت، تصدیق صلاحیت رییس جمهور و واجد بودن شرایط او به عهده این جانب است، به واسطه بعضی مصالح و جهات لازم المراعات از آن جمله وضع استثنایی که کشور دارد. لازم است در این امر مهم حیاتی تأخیر نشود. از طرفی شناسایی بیش از ۱۲۰ نفر محتاج به زمانی طولانی است و تأخیر در این حالت استثنایی به صلاح ملت و کشور نیست. به این جهت و جهات دیگر، این جانب امر صلاحیت و انتخاب را به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت خویش را تعیین نمایند»

به دنبال اعلام نامزدی مسعود رجوی، از سوی سازمان مصاحبه مطبوعاتی با شرکت گروهی از اعضای کادر رهبری این تشکیلات مانند مسعود رجوی، موسی خیابانی، عباس داوری، مهدی ابریشمچی، مهدی فیروزیان، محمد سیدی کاشانی و … ترتیب داده شد.دراین مصاحبه مطبوعاتی ابتدا موسی خیابانی ضمن سخنانی گفت:
« در زمینه ریاست جمهوری به این نتیجه رسیدیم که کلیه نیروهای سیاسی جامعه چه آنها که در رفراندوم قانون اساسی شرکت داشته یا نداشته‌اند باید تا آنجا که جو سیاسی حاکم اجازه می‌دهد بکوشند فعالانه با این امر برخورد نمایند تا با انتخاب شایسته‌ترین فرد حتی المقدور در همین کادر قانون اساسی مصوب، پیشرفت‌های ضد امپریالیستی بیشتری را به دست آوریم. برای تأمین هر چه بیشتر وحدت تمام اقشار جامعه و جلوگیری از تشتت‌ها و تفرقه‌ها از نظر ما شخص امام (خمینی) مناسب‌ترین فرد برای این مقام است و هنوز هم بر این نظر هستیم. ولی پس از آنکه رسما اعلام شد امام اولا نامزد ریاست جمهوری نیستند و ثانیا بررسی صلاحیت نامزدها را هم به خود مردم واگذار کرده‌اند، از همین لحظه با اعلام کاندیداتوری برادرمان مسعود رجوی فعالیت‌های انتخاباتی خودمان را آغاز می‌کنیم.»
خیابانی در بخش دیگری از سخنانش به معرفی رجوی پرداخت و گفت: «در سال ۱۳۵۰ وی همراه جمع دیگری از اعضای سازمان توسط ساواک دستگیر و به اعدام محکوم گردید؛ اما به دلیل دفاعیاتش که رژیم پهلوی را به محاکه کشید مورد استقبال وسیع انقلابیون جهان قرار گرفت و با تلاش‌ها و فشارهای داخلی و خارجی به حبس ابد محکوم گردید».**
پس از سخنان خیابانی در مصاحبه مطبوعاتی ، مسعود رجوی رئوس برنامه‌های انتخاباتی خود را در ۱۲ عنوان اعلام و به تشریح آنها پرداخت که عبارت بودند از:
«شوراهای مردمی؛ وحدت ضد امپریالیستی تمام خلق؛ استقلال ، تمامیت ارضی و حاکمیت مردم؛ آزادی تمامی احزاب، عقاید و مطبوعات ؛ حقوق ملیت‌ها، ارتش بیست میلیونی برابری زن و مرد؛ مساوات اسلامی تشیع و تسنن ؛ زمین برای دهقان، کار برای کارگر؛‌ مسکن ، بهداشت و تحصیلات برای همه؛ مبارزه با هرج و مرج ؛ تأمین آسایش اجتماعی همه مردم؛ حمایت از جنبش‌های انقلابی ضد استبدادی ، ضد استعماری ، ضد استثماری خلق‌های جهان»
اولین میتینگ انتخاباتی سازمان روز پنج‌شنبه ۲۰ دی ۵۸ در دانشگاه تهران در میان هواداران و اعضای سازمان برگزار گردید. ابتدا موسی خیابانی ضمن سخنانی گفت:
«ما بر حسب مسئولیت‌ها و وظایفمان وارد این صحنه شده‌ایم و نه از روی جاه‌طلبی. اگر اهل جاه‌طلبی بودیم درها به روی ما بسته نبود. ما همیشه رنج‌ها را تحمل می‌کنیم چون زندگی یک انقلابی یعنی تحمل همین رنج‌ها. کاندیدای منتخب سازمان مجاهدین خلق به خاطر گذراندن کوران مبارزاتی سال‌های گذشته، معنی حرف‌هایش را می‌فهمد) اگر برنامه‌ای را ارائه می‌دهد معنی این برنامه را می‌داند و به الزامات و مشکلات پیاده شدن آن واقف است»
بعد از سخنان خیابانی ، مسعود رجوی در سخنانی گفت:
«ما با شرکت خودمان در انتخابات، شخصا دو هدف را تعقیب می‌کنیم. یکی در زمینه سیاسی و دیگری در زمینه تاریخی و اجتماعی، در زمینه سیاسی ایجاد یک ثقل انقلابی به منظور مواجهه با امپریالیسم و پایگاه‌های داخلی‌اش. در زمینه اجتماعی و تاریخی به منظور پی‌ریزی جبهه‌ای از تمام نیروهای ضدامپریالیست برای به ثمر رساندن خطوط ضدامپریالیستی امام خمینی … تا آنجا که من می‌دانم این اولین بار در تاریخ سازمان‌های انقلابی مسلح جهان تاریخ معاصر است که یک سازمان انقلابی که در دوران دیکتاتوری به مبارزه مسلحانه شهری اشتغال داشته در شرایطی نظیر حالا خودش را کاندیدای ریاست جمهوری می‌کند، پس مسئله فراتر از داخل کشور ابعاد بین‌المللی هم دارد. آیا جز این است که انقلاب را باید انقلابیون اداره بکنند
رجوی در بخش دیگر سخنانش به تشریح برنامه ۱۲ ماده‌ای خود درباره ریاست جمهوری پرداخت».
در این میان قابل دقت است که طیف وسیعی از گروه‌های ضد انقلاب از کاندیداتوری رجوی برای ریاست جمهوری حمایت کردند. از گروه‌های مذکور می‌توان از حزب دمکرات کردستان (همان که امام آن را حزب شیطان نامیده و مردم مسلمان کردستان را از آن بر حذر داشته بود). سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان و هیأت نمایندگی خلق کرد را نام برد.
فعالیت‌های تبلیغاتی سازمان منافقین برای پیش گرفتن رجوی از سایر کاندیداهای ریاست جمهوری در حجم وسیعی تداوم یافت. نحوه تبلیغات ، اهداف مشکوک و به ویژه رأی ندادن رجوی و منافقین به قانون اساسی، مسئولان انتخابات و سایر دلسوزان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را شدیدا نگران ساخت. آنان می‌پرسیدند با توجه به عدم اعتقاد رجوی به قانون اساسی (که از مبانی اصلی جمهوری اسلامی است و طبق اصل ۱۱۵ قانون اساسی ، رییس جمهور باید مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی باشد) و رأی ندادن به آن، اگر وی به ریاست جمهوری برسد کشور را با کدام قانون اداره خواهد کرد؟ آیا قانون اساسی را به کنار نگذاشته و شیوه استبدادی («مجاهد تاریا»! همانند «پرولتاریا» یعنی حکومت خشن کارگری) در پیش نخواهد گرفت و کشور را در هرج و مرج و جنگ داخلی غرق نخواهد کرد؟
لذا در روز شنبه ۲۹ دی ۱۳۵۸ از محضر امام خمینی (ره) که طبق صریح قانون اساسی صلاحیت داوطلبان دوره اول باید به تأیید ایشان می‌رسید، درباره صلاحیت کسانی که به قانون اساسی رأی نداده اما نامزد انتخابات ریاست جمهوری هستند کسب تلکیف شده ایشان در جواب مرقوم داشتند:
«بسم الله الرحمن الرحیم کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی مثبت نداده‌اند، صلاحیت ندارند رییس جمهور ایران شوند» و به این ترتیب مسعود رجوی از نامزدی ریاست جمهوری کنار گذاشته شد و با هوشیاری و درایت امام خمینی (ره) خطر عظیمی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کرد مرتفع گردید.
منافقین با انتشار نظر امام و کنار گذاشته شدن رجوی از انتخابات،‌ در اطلاعیه‌ای چنین نوشت:
به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران
سازمان مجاهدین خلق ایران متعاقب فرمایش امام خمینی مبنی بر نفی نامزدی کسانی که به قانون اساسی رأی مثبت نداده‌اند، کناره‌گیری نامزد انتخاباتی خود برادر مجاهد مسعود رجوی را به اطلاع عموم می‌رساند. سازمان از پیش تمام مراحل و تحقیقات و مشورت‌های لازم را در سطوح بالای مملکتی در رابطه با امکان کاندیدایی برادر مجاهدمان طی نموده و به این نتیجه رسیده بود که نامزدی فردی که با اعتقاد کامل به جمهوری اسلامی و دادن رأی مثبت به آن در رفراندم قانون اساسی شرکت نکرده و اکنون آماده است تا در چارچوب همان قوانین مصوب به کار بپردازد، از هر جهت بلامانع است. مطلبی که اکنون با ابراز نظر اخیر امام دیگر موضوعیت ندارد
در بخشی از این اطلاعیه تصریح گردیده: «فتوکپی شناسنامه مسعود رجوی بدون مهر شرکت در رفراندوم قانون اساسی در هنگام ثبت نام برای انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور تحویل داده شده اما با این وجود وزارت کشور نام وی را جزو کاندیداهای مورد قبول اعلام کرده است»! البته مسئول جوابگویی به این امر ، مسئولان وقت وزارت کشور هستند که چگونه نامزدی فردی که به قانون اساسی رأی نداده‌ و لذا مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی نبود را جهت مسئولیت مهم و خطیر ریاست جمهوری نپذیرفته‌اند؟
سازمان مجاهدین در روز یکشنبه ۳۰ دی ۵۸ اعلام داشت به دلیل کناره‌گیری [در واقع رد صلاحیت!] مسعود رجوی ، سازمان در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نخواهند کرد. مسعود رجوی نیز همان روز در پیامی به ملت ایران چنین نوشت:
«اکنون بیش از هر چیز به سرنوشت انقلابی می‌اندیشیم که یکی از بزرگ‌ترین مسئولیت‌های خطیر و تاریخی خود را بر دوش من و سایر خواهران و برادرانم گذاشته است… ما اعتراض می‌کنیم که چرا هنوز کلیه‌ روابط و قراردادهای امپریالیستی افشا و الغا نشده است؟ چرا حقوق همه ملیت‌ها محقق نشده مانده؟ چرا شوراهای واقعی تشکیل نمی‌شود؟ … من در رفراندوم قانون اساسی شرکت نکرده بودم. این هم چیز پوشیده‌ای نبود. اما نه از موضعی انحرافی بلکه به دلیل هر چه بیشتر و انقلابی‌تر و اسلامی‌تر خواستن.»
عاقبت انتخابات ریاست جمهوری در پنجم بهمن ۱۳۵۸ برگزار گردید و روز سه‌شنبه ۹ بهمن ستاد انتخابات وزارت کشور بنی صدر کاندیداری مستقل!!! را به عنوان پیروز انتخابات معرفی نمود.
——————————————-
*موسی خیابانی دو سال بعد در نوار صوتی تحلیل و جمع بندی اش علت رای مثبت به جمهوری اسلامی را اینگونه عنوان کرد: “نخستین آزمایش مهمی که در پیش بود رفراندوم جمهوری اسلامی بود که در تاریخ ۱۲فروردین۵۸ برگزار شد. ما ضمن انتقاد به شکل برگزاری این رفراندوم و نحوه ی طرح سئوال با تعیین و ارائه ی محتوای جمهوری اسلامی از نظر خودمان و با مشخص کردن برنامه ی مرحله ای و انتظارات حداقلی که برای جمهوری اسلامی قائل بودیم به آن رای مثبت دادیم.این معرفی و تعیین محتوای جمهوری اسلامی از نظر خودمان هم در واقع بیانگر تردیدها و مخالفتی بود که ما با محتوای جمهوری اسلامی خمینی داشتیم و حکایت از تضاد ایدئولوژیک ما با [آیت الله]خمینی و ارتجاع می کرد.”
** لازم به ذکر است گرچه سازمان عفو بین‌الملل در مورد نجات رجوی از اعدام با رژیم پهلوی مکاتباتی داشته اما علت اصلی تبدیل حکم اعدام رجوی به حبس ابد، همکاری وسیع او با ساواک جهت کشف و شناسایی اعضا و امکانات سازمان مجاهدین بوده است و این چیزی است که اسناد ساواک آشکارا به آن اذعان داشته‌اند