کد خبر : 282
تاریخ انتشار : شنبه 7 مارس 2020 - 8:31

تبدیل سازمان به فرقه

تاریخچه منافقین قسمت نهم

تاریخچه منافقین قسمت نهم
سه‌شنبه 27 خرداد ماه 82 خبر دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه بر خروجی رسانه‌ها قرار گرفت.

“پایگاه اطلاع رسانی مجاهدین”؛ پس از شکست سازمان در عملیات فروغ جاویدان، سازمان کاملا به صورت یک فرقه بسته و مخوف در آمده است و کمترین روزنه‌ای به زندگی آزاد بر روی اعضای آن کاملا بسته شده است.
سلسلسه نشستهای منافقین با سخنرانی های سرکرده بلامنازع خود، مسعود رجوی در موضوعات گوناگون اعم از عقیدتی، سیاسی، هویتی و اجتماعی که در پایان به مبحث فنا شدن اعضا در میل و آرزوهای رجوی خلاصه می‌شد، تنها مبحث زندگی منافقین بود. پرستش رجوی به اصل محوری اعتقادات سازمان تبدیل و آنان از یک گروه سیاسی با ایدئولوژی خاص به یک فرقه با عقاید خاص تبدیل شده بودند. از بین بردن هویت افراد و سرکوب نمودن ابندایی ترین نیازها و خواسته های انسانی، کمترین کاری بود که در این برهه اتفاق افتاد. در این دوران به فرمان رجوی، زنان از مردان جدا شدند و ارتباط بر مبنای ازدواج میان زن و مرد در سازمان از بین رفت. زن را از شوهر و کودک را از مادر خود جدا نمودند؛ ته مانده‌ی عواطف و احساسان انسانی نداشته منافقین را از بین بردند و آنها را تبدیل به یک موجودات بی روح و فرمانبر مطلق نمودند.
در طول مدت حضور رجوی در عراق، وی با دستگاه اطلاعاتی عراق همکاری کامل داشت. پس از سقوط صدام، در میان انبوه اسناد و مدارکی که به دست مردم افتاد، فیلم‎هایی از دیدارهای مکرر مسعود رجوی با بلندپایگان امنیتی رژیم صدام به دست آمد. (این فیلم‌ها بطور مخفی توسط دستگاه امنیتی عراق گرفته شده بود تا در آینده در لحظه مناسب از آن استفاده کنند.)
پس از جنگ خلیج‌فارس، نفرات منافقین در سرکوب قیام مردم جنوب عراق و نیز در سرکوب مردم کرد، شرکت فعال داشتند و به مثابه گارد خصوصی صدام عمل می‎کردند. رفتار وحشیانه و قساوت‎ آمیز آنان در این عملیات و قتل عام انقلابیون انتفاضه شعبانیه چنان بوده که مردم عراق اعم از شیعه و سنی، عرب و کرد و…، ارتش و سازمان استخبارات عراق را فراموش کرده‌اند ولی منافقین خلق را فراموش نکرده‌اند و کینه‌ای فراموش نشدنی از آنان به دل نگاه داشتند.
اما در سال ۱۳۷۳ اتفاقی رخ داد که ماهیت واقعی منافقین و تنفر آنان از اسلام و مسلمین را عیان ساخت و آن انفجار حرم امام رضا(علیه السلام) در عاشورای سال ۱۳۷۳ بود. ساعت ۱۴ و ۲۶ دقیقه روز دوشنبه ۳۰ خرداد سال ۱۳۷۳ برابر با عاشورای سال ۱۴۱۵ قمری در حالی که رواق ها، صحن ها، بست‌ها و اطراف مرقد مطهر هشتمین امام شیعیان از جمعیت موج می‌زد و مردم بر افروخته از عشق و ارادت به سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)، غرق عزاداری و نوحه سرایی بودند، صدای مهیب انفجار بمب، فضای روضه منوره رضوی را پر کرد.
بر اثر شدت انفجار که طبق نظر کارشناسان مربوطه به انفجار ۱۰ پوند ماده منفجره تی. ان. تی بود، اعضای بدن تعدادی از زائران همچون سر، دست، پا و انگشت جدا شده و… سطح بیشتر رواق‌ها را پوشانده بود.

طاقت فرساترین و سوزناک‌ترین بخش کار، جمع آوری و پاک سازی حرم مطهر از قطعات ریز ریز شده پیکر مطهر زواری بود که در ظهر عاشورای حسینی (ع) سطح بیشتر رواق‌ها هم، چون رواق دارالحفاظ، دارالسعاده و نیز گنبدالله وردیخان، گنبد حاتم خانی و …. بخش وسیعی از دیوار‌ها را با پیکرهای اربا اربای خویش آذین بسته بودند، که این کار سخت و جگرسوز و شستشوی حرم مطهر در طول همان شب و با زحمت بسیار انجام گرفت و صبح روز بعد حرم فرزند موسی بن جعفر (ع) آماده زیارت و طواف عاشقان دلسوخته و عزادار شد و طی مراسم رسمی توسط تولیت آستان قدس رضوی به روی مردم آغوش گشود، و بدین سان پناهگاه همیشگی مردم به روی آنان بازگشت. در کمترین زمان، ساکنان و مجاوران مشهد مقدس از وقوع حادثه خبردار شده و هر آن کس که خبر فاجعه را می‌شنید، سراسیمه به سوی حرم می‌شتافت. شور و التهاب و هیجان، شهر را فرا گرفته و همگان را مبهوت و متأثر ساخته بود. همه از حادثه‌ای که هرگز وقوعش را در باور نمی‌آوردند، گفتگو می‌کردند و هر کس در آن لحظات سخت، می‌اندیشید که چه کاری باید و می‌تواند انجام دهد.
پیکر‌های زخمی مجروحین و شهیدان توسط خدام و مردم با وسایل نقلیه شخصی و آمبولانس‌هایی که به دو صحن انقلاب اسلامی و آزادی وارد شده بودند به بیمارستان‌های مشهد منتقل شدند و آنچه از کینه منافقان باقی ماند، ۲۷ شهید گلگون کفن و ۳۰۰ مجروح بود.
علاقه منافقین به قدرت دولتی، ورای تصور بود. قدرت حکومتی برای یک عضو سازمان یک رؤیای مجذوب کننده به حساب می‌آمد. کلمات رییس‎جمهور، رهبر سازمان، نخست وزیر، کابینه، وزیر، فرمانده و امثالهم، طنین عجیبی در میان آنها داشت و درست مانند کودکانی که عروسک‌ها‌یشان را گرد می‌چینند و رویاهایشان را بازی می‌کنند، آنها هم غالبا مشغول «دولت بازی» بودند. در تاریخ ۶شهریور ۱۳۷۲، شورای به اصطلاح ملی مقاومت ایران در اجلاس رسمی خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور مقاومت در دوران انتقال انتخاب می کند. این انتخاب در روز ۳۰مهر همان سال اعلان عمومی و رسانه ای می گرد.
در حکومت خودخوانده سازمان در عراق تحت حکومت صدام، سازمان مینیاتوری از وزارتخانه‌ها‌ی مختلف را ایجاد کرده بود اما در این حکومت خیالی در وسعت دوازده کیلومتر در ده کیلومتر قرارگاه اشرف تعداد بیش از چند ده بازداشتگاه و زندان وجود داشت.
در سال ۱۳۷۷ و با طمع سوء استفاده از شرایط سیاسی داخل کشور، موج جدیدی از تخریب و ترور به دستور صدام توسط سازمان منافقین در ایران آغاز گشت. در ۱۲خرداد ۷۷ بمب‎گذاری و خمپاره‎اندازی در سه نقطه تهران با عنوان «سرآغاز مقاومت مسلحانه انقلابی» انجام شد. در اول شهریور ۷۷ سید اسدالله لاجوردی دادستان اسبق دادگاه‌ها‌ی انقلاب و رییس سابق سازمان زندان‌ها‌ در حالی که بدون محافظ در بازار تهران مشغول کار بود توسط دو تروریست اعزامی سازمان به شهادت رسید. در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ طی یک اقدام تروریستی دیگر، سرلشگر صیاد شیرازی در حالی که به تنهایی و بدون محافظ عازم محل کار خود بود به شهادت رسید. وی در طول جنگ تحمیلی خدمات و رشادتهای فراوانی از خود نشان داده بود و رژیم صدام دستور ترور وی را صادر کرد.
شرایط خاص عراق و به صدا در آمدن ناقوس مرگ صدام و رژیم بعث ، زنگ خطر را برای منافقین نیز به صدا درآورده بود و لدا آنها مجبور بودند تا به دنبال یک مامن و مکان استقرار، در صورت اخراج از عراق باشند.
لذا به دستور رجوی، مریم قجر که خوش خدمتی خود را به سرکرده نفاق تمام و کمال نشان داده بود، و نقش اصلی را در هم بستری رجوی با تک تک اعضای شورای رهبری گروهک و نیز خارج کردن رحم زنان برای جلوگیری از فضاحت های احتمالی به بار آمده، داشت، به فرانسه اعزام شد تا بدنه نیمه جان این گروهک تروریستی و ضد خدا و مردم را احیا نماید.
سه‌شنبه ۲۷ خرداد ماه ۸۲ خبر دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه بر خروجی رسانه‌ها قرار گرفت. در این روز که مصادف با ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ بود واحدهایی از پلیس ضد تروریست فرانسه به بیش از ده مقر اعضای فرقه تروریستی منافقین خلق در نزدیکی پاریس(دهکده اورسوواز) رفته و مریم رجوی از سرکرده‌های این فرقه را با همراه ۱۶۵ نفر دیگر دستگیر کرد.
موارد جرم مریم رجوی و دستگیرشدگان خیلی سریع رسانه‌ای شد. تدارک حملات تروریستی به ۱۳ سفارت ایران در کشورهای اروپایی و پولشویی. هنگام دستگیری حدود ده میلیون دلار پول نقد از محل سکونت مریم رجوی ضبط شد. روزنامه فیگارو به این موارد طرح ترور ۲۵ تن از جداشدگان منافقین را اضافه کرد.
دستگیری ملکه تروریستها، شوک بزرگ و ضربه سختی را بر پیکره بی جان منافقین وارد ساخت. رجوی به شدت از محاکمه مریم قجر و فاش شدن ماهیت تروریستی گروهک متبوعش، واهمه داشت؛ لذا به دستور رجوی (بعضا با ارعاب و اکراه) اعضای فریب خورده و احمق منافق دست به خود سوزی در اماکن عمومی و در جلوی دوربین ها را صادر کرد.
هدف منافقین از این اقدام تحت فشار گذاشتن فرانسه و ناگزیر کردن به آزادی افراد دستگیر شده و مشخصا مریم رجوی بود. در پی این اقدام سازمان یافته تشکیلاتی، ده نفر از اعضاء منافقین در پاریس و در چند کشور اروپایی در مقابل سفارت فرانسه در مقابل چشمان بهت زده مردم اقدام به خودسوزی نمودند.
۳ تن به نام‌های علی ملک، مرضیه باباخانی، ندا حسنی در نتیجه خودسوزی ها هلاک شدند و بقیه دچار سوختگی شدید شدند. نظر رهبری نفاق این بود که این اقدامِِ وحشتناک باعث فشار روی افکار عمومی در اروپا و آمریکا و… خواهد شد و دولت فرانسه را به تجدیدنظر وا خواهد داشت.
در همین راستا بود که یکی از سران سازمان در سایت «ایران لیبرتی» اعلام نمود صدها نفر خود را در لیست خودسوزی قرار داده و اگر دولت فرانسه به این اقدامش پایان ندهد، مصمم‌اند که خود را به آتش بکشند. نکته قابل تامل این بود که مقدمات این خودسوزی ها از قبیل تصویربرداری و ضبط وقایع از پیش فراهم شده بود. بنا به نقل روزنامه «پاریسین»، قبل و بعد از خودسوزی، از سوی عناصر منافقین با تلفن همراه چند خبرنگار تماس گرفته شد و سخنگوی روابط خارجی «شورای ملی مقاومت» (محمد سیدالمحدثین) هم نام شخص خودسوزی کننده را اعلام کرده است.
وقایع ژوئن ۲۰۰۳ از دو جهت قابل تامل است. نخست اینکه گروهک تروریستی منافقین در حالی که مریم رجوی در یک کشور به اصطلاح دموکراتیک به وسیله پلیس این کشور و به شکلی کاملا قانونی و بر اساس اتهامات روشن دستگیر شده بود، دست به خودسوزی های هولناک چند تن از اعضایش زد. این تشکیلات نشان داد که پتانسیل لازم جهت دست زدن به اقدامات غیر انسانی هولناک در اروپا و آمریکا را دارد.
دوم اینکه در گروه هایی با ویژگی فرقه، فرد دچار شستشوی مغزی شده و مطیع کامل رهبر تشکیلات است. در این صورت اعضای فرقه آمادگی این را دارد که در صورت دستور رهبر خود دست به هر اقدام غیر طبیعی نیز بزنند.
سرانجام مریم قجر از زندان آزاد شد و بر بقایای لاشه‌های سوخته فریب خوردگان و مزدوران خود فاتحانه به مقر تروریستی‌اش برگشت.
در همین اثناء و همزمان با سقوط صدام حامی و رفیق گرمابه و گلستان رجوی و مریم قجر، منافقین بی پناه و آواره تر از همیشه گشتند. رجوی که از فرجام جنایات و ددمنشی‌های خود خبر داشت ، مخفی شد و موج جدایی فریب خوردگان از این تشکیلات مخوف آغاز گشت