کد خبر : 396
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مارس 2020 - 9:14

بازخوانی انفجار بمب توسط منافقین در نمازجمعه تهران

بازخوانی انفجار بمب توسط منافقین در نمازجمعه تهران
این انفجار جراحتی بر آیت‌الله خامنه‌ای وارد نکرد، اما احتمال سوقصد به جان ایشان داده می‌شد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی “مجاهدین”؛ در زمانی که رژیم بعث، مردم را از رفتن به نماز جمعه بر حذر می‏داشت و به بمباران و موشک باران نماز جمعه تهدید می‏کرد، منافقان نیز بیکار ننشسته و با یک طرح از قبل تعیین شده و هماهنگ با رژیم عراق، نماز جمعه تهران را در ۲۴ اسفند ۶۳ به خاک و خون کشیدند. در این جنایت ۱۴ نفر شهید و ۸۸ نفر مجروح شدند. مقام معظم رهبری حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏ای که در آن زمان در مقام ریاست جمهوری و امامت جمعه تهران در حال ایراد خطبه‏های نماز بودند، پس از انفجار بمب، با صلابت و بدون هیچ گونه تزلزلی به خطبه‏هایش ادامه دادند و این امر موجب تقویت روحیه ضداستکباری نمازگزاران و امت شهید پرور ایران گردید.
روزنامه کیهان در ۶۳/۱۲/۲۵ نوشت:  بر اثر انفجار یک بمب دستی در محل برگزاری نماز جمعه تهران که در ساعت ۱۲/۲۹ دقیقه روز گذشته صورت گرفت، چند تن از نمازگزاران شهید و مجروح شدند. رژیم عراق که قبلاً اصابت موشک های دور برد ایران به شهرهای کرکوک و بغداد را انفجار بمب توصیف کرده بود، در یک هماهنگی ناموفق با عوامل ضد انقلاب داخلی، قصد داشت به هنگام انفجار بمب در صفوف نمازگزاران تهران در دانشگاه تهران ، هواپیمایش را در ارتفاع بالا به حریم هوایی تهران اعزام داشته و ادعا کند که صدای انفجار، ناشی از بمباران تهران بوده است. اما با تاخیر ورود هواپیمای عراقی به آسمان تهران و انفجار بمب، نیم ساعت قبل از آمدن هواپیما ها، این توطئه تبلیغاتی با شکست مواجه شد و هواپیماهای عراقی نیز با آتش به موقع و قدرتمند پدافند هوایی متواری شدند.

حاج فضل الله فرخ از اعضای وقت ستاد اقامه نماز جمعه در این باره می گوید:
«در آن زمان صدام هر هفته تهدید می­ کرد که نماز جمعه تهران را می خواهد بمباران کند. هر وقت که این اعلان می­ شد، نمازجمعه شلوغ‌تر می‌شد و حتی از شهرستانهای امن هم به نماز جمعه تهران می آمدند. جالب این که هر وقت که از شهرستان های امن نمازگزار داشتیم بمباران نبود. عده‌ای کفن‌پوش در نمازجمعه می‌نشستند و شعار می‌دادند که ما آماده‌ایم. آن هفته‌ای که انفجار پیش آمد، از همان هفته هایی بود که صدام گفته بود نمازجمعه را می‌زنیم. که ما هم البته منتظر بمباران بودیم. احتمال ۸۰% و ۹۰% هم می‌دادیم که موشک بزند. چون او که ترسی از این چیزها نداشت. بارها هم شده بود که هواپیماهایش هم اطراف نمازجمعه می‌آمد و ضدهوایی روی پشت بام ها و در میدان فلسطین و اطراف میدان انقلاب از نماز جمعه مراقبت می کرد. روز حادثه، روزی بود که صدام خیلی جدی گفته بود که ما نمازجمعه را می‌زنیم. من پشت جایگاه نشسته بودم یک دفعه صدای یک انفجار مهیب آمد. بلند شدم بالا را نگاه کردم دیدم که چیزهایی از بالا پایین می‌ریزد. اول خوشحال شدم. حدس زدم که قطعات هواپیمای دشمن است که پایین می ریزد. ولی وقتی روی زمین آمد، دیدم قطعات بدن انسان است و بمب چنان به شدت این بدنها را هوا برده بودکه به اطراف پخش می­ شد. اما بلافاصله فهمیدیم که این انفجار ناشی از بمب گذاری در محل نماز بوده است. ما همیشه جلوی درهای ورود و خروج بازرسی کامل داشتیم. هیچ چیز را نمی­ تواستند با خودشان حمل کنند بنابراین بمب را به صورت جانماز به داخل آوردند چون فقط آوردن جانماز مجاز بود. البته سعی بمب گذار بر این بودکه بمب را نزدیک جایگاه، که عده‌ای از مسئولین یا خود امام جمعه بود بگذارد که همگی صدمه ببینید.اتفاقاً امام جمعه آن هفته خود آیت الله خامنه­ ای بودند. ایشان غالباً از جبهه یکسره به نمازجمعه می‌آمدند. چون بمب گذار از بازرسی دوم نتوانسته بود عبور کند و فاصله اش با جایگاه زیاد بود بمب را در قسمت انتهایی زمین چمن گذاشته بود. جالب است که آن روز کسی فرار نکرد و امام چند بار در صحبت هایشان به این مسئله اشاره کردند که من زمانی که تلویزیون را نگاه کردم، دیدم که با وجود این که بمب منفجر شد ولی یک نفر نرفت و همه نشستند و امام جمعه با صلابت صحبتهایش را ادامه داد و آهنگ صدایش عوض نشد. مردم هم سر جایشان نشستند. فقط شعار دادند: حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست. ما پس از انفجار به افرادمان گفتیم همه سر جایتان باشید. هیچ کسی دخالت نکند. فقط یک عده خاصی شروع به جمع‌آوری شهدا و مجروحین کردند. مردم هم خطبه­ ها را گوش کردند و نماز را خواندند. چهارده نفر آن روز شهید و عده زیادی مجروح شدند.آیت الله خامنه­ ای فرمودند برای ختم شهدا حجت الاسلام فلسفی را دعوت کنید که از طرف ایشان مجلس ختمی در مسجد ارگ برگزار شد.

در این واقعه عده ای مجروح و عده ای به شهادت رسیدند. سید محمد شاه مرادی، سید مجید محمدی، لطفعلی عرفانی، ابراهیم سیاهی عروجی، سید مهدی رضوی نیا، محمد حاجی هاشمی، رجبعلی تلکانی، پرویز شعبانی، عباس رایگان، ذکریا فرجی بیگی، مهدی ابراهیمی،محمد غفاری، حاج مجتبی توانگر دهقان، علی احمد پور فیروز آبادی و محسن ظهیری از جمله شهدا بودند. مجروحان واقعه نیز به بیمارستان های مصطفی خمینی، فیروزگر، سمیه، سینا، امام خمینی و دکتر شریعتی منتقل شدند.

آن روز آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور وقت خطبه‌های نماز جمعه تهران را می‌خواندند و در خصوص تفاوت‌های اندیشه‌ای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی سخن می‌گفتند که وقتی جمله «مرحوم آیت الله کاشانی یک فرد مکتبی بود…» را گفتند، انفجار صورت گرفت.

این انفجار جراحتی بر آیت‌الله خامنه‌ای وارد نکرد، اما احتمال سوقصد به جان ایشان داده می‌شد و نزدیکان اصرار داشتند که آیت‌الله خامنه‌ای جایگاه را ترک کنند، اما ایشان نپذیرفت و پس از شعارهای «الله اکبر»، «مرگ بر آمریکا»، «جنگ جنگ تا پیروزی» و «منافق مسلح اعدام باید گردد» توسط نمازگزاران، ایشان به ادامه قرائت خطبه‌ دوم نمازجمعه پرداختند.

آخرین نمازجمعه سال ۶۳ در حالی برگزار شده بود که جمهوری اسلامی ایران سه روز پیش از آن اولین موشک بالستیک اسکاد B را در پاسخ به حملات موشکی رژیم بعث عراق به شهرها و مناطق مسکونی شلیک کرده بود و در جبهه جنوب نیز عملیات بدر در حال اجرا بود.

منافقین که در آن زمان هنوز وارد عراق نشده بودند، با این اعمال ضد میهنی خلوض نیت و آمادگی کاملا خود را برای نوکری رژیم بعث و دشمنی با نظام و مردم ایران ثابت کردند.