کد خبر : 430
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 مارس 2020 - 11:45

شهید رجایی

شهید رجایی
شهید رجایی پس از آشنایی منافقین، سعی در جلوگیری از انحراف و استحاله این تشکیلات با بهره گیری از آموزه های مکتب اسلام و مباحث فلسفی اسلامی داشت.

“پایگاه اطلاع رسانی مجاهدین”؛ شهید گرانقدر محمدعلی رجائی در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی در خانواده‏ای متدین در شهرستان قزوین چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار او مرحوم کربلائی عبدالصمد در بازار به شغل علاقبندی(تکمه فروشی و وسایل خرازی) روزگار می‏گذرانید  در سال ۱۳۱۶ و پس از رحلت پدر، شهید رجایی در دامان پاک و پرمهر مادر خود تربیت یافت.

سختی معیشتی که خانواده به شدت با آن درگیر بود باعث شد برادر بزرگ شهید رجایی به تهران عزیمت نماید و برادر کوچک و مادر خود را در قزوین نگه دارد. در سال ۱۳۲۶ که محمدعلی چهارده ساله بود تصمیم گرفت برای ادامه کار در بازار به تهران عزیمت کند. او با مادرش به تهران آمد و در منزلی که برادرش اجاره کرده بود ساکن شد. پس از استقرار با کمک و راهنمایی برادرش به شاگردی در بازار تهران پردخت. ابتدا در یک مغازه آهن فروشی و سپس بلورفروشی کار می‏کرد و با در آمدی که داشت به همراه مادرش گذران زندگی می‏نمود. وی همزمان با کار در بازار به ادامه تحصیلات خود که بطور موقت رها کرده بود پرداخت.  شهیدرجائی با مشورت برادر و یکی از نزدیکان خود، تصمیم گرفت به نیروی هوایی وارد شود. چون با مدرک ششم ابتدایی می‏توانست به صورت پیمانی به استخدام نیروی هوایی درآید. او از این رهگذر می‏توانست با حقوقی که دریافت می‏کرد هم تغییری در سطح زندگی خود و مادرش ایجاد نماید و هم این فرصت را می‏یافت که در این دوران ۵ ساله به صورت شبانه به تحصیلات خود ادامه دهد و در آخرین سال خدمت پیمانی به دریافت دیپلم ریاضی دبیرستان آذر نائل شود. وی در دوران خدمت پیمانی در نیروی هوایی با مسجد هدایت و مرحوم آیت الله طالقانی که شب ها دراین مسجد جلسات تفسیر قرآن و سخنرانی داشت آشنا گردید.

در دوران آموزشگاه در نیروی هوایی با شخصی بنام عباس اردستانی آشنا شد و در جلسات بحث با عناصر فریب خورده فرقه گمراه بهائیت حضور می‏یافت و با تقویت مطالعات خود سعی در هدایت برخی افراد وابسته به این فرقه را داشت. او سعی می‏کرد به این مباحثات جنبه سیاسی بیشتری بدهد.  در این دوران با فدائیان اسلام مرتبط شد و در سخنرانی های آتشین آنها که بصورت نیمه مخفی و گاه علنی برگزار می‏شد حضور می‏یافت. پس از دستگیری شهید نواب صفوی و یاران وفادارش وی با اینکه یک فرد نظامی بود به ملاقات نواب صفوی در زندان می رفت.

شهید رجائی پس از انصراف از خدمت در ارتش با تأثیر پذیری از سخنان آیت‏الله طالقانی که شغل معلمی را رسالت انیباء می‏دانست، به حرفه آموزگاری روی آورد و به صورت آموزگار پیمانی به شهرستان بیجار رفت و به تدریس انگلیسی پرداخت. تابستان دو سال بعد(۱۳۳۵) در کنکور شرکت کرد و در دانشسرای عالی، دانشکده علوم و دانشکده پست و تلگراف قبول شد که تحصیل را در دانشسرای عالی ادامه داد.

در اثر حضور در جلسات آیت الله طالقانی و ارتباطاتی که پیدا کرده بود، یک بار در سال ۱۳۴۲ دستگیر و زندانی گردید.  از سال ۱۳۴۶ تا آذر ۱۳۵۳ -که مجدداً دستگیر و تا آستانه انقلاب اسلامی زندانی گردید-، فعالیت های سیاسی خود را وسعت روزافزونی بخشید و علیرغم شکنجه و بازجویی های طاقت فرسا ذره ای تردید و تزلزل به دل راه نداد و در زندان به پیاده کردن مشی و ایده خود مشغول شد ایشان طی این مدت و آشنایی با سازمان منافقین، سعی در جلوگیری از انحراف و استحاله این تشکیلات با بهره گیری از آموزه های مکتب اسلام و مباحث فلسفی اسلامی داشت.

در آستانه پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد و با اوجگیری مبارزه مردم فعالیت خود را در کمیته استقبال از امام خمینی ادامه داد. وی مدتی کفیل وزارت آموزش و پرورش و سپس وزیر آموزش و پرورش در کابینه دولت موقت بود. همزمان با انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت. پس از انتخاب بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور نظام اسلامی از سوی مجلس به عنوان نخست وزیر معرفی گردید

از اعم رخدادها در زمان نخست وزیری وی می توان به مسئله جنگ تحمیلی اشاره کرد. با بالا گرفتن اختلافات بنی صدر با وی، رأی عدم کفایت رئیس جمهور از سوی مجلس صادر شد و رجائی در انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری به عنوان دومین رئیس جمهور ایران اسلامی انتخاب گردید. منافقین که دست خود و هم پیمان نزدیکشان (بنی صدر) را از قدرت کوتاه می دیدند و ایضا به واسطه کینه ای که از شهید رجایی چه قبل و چه بعد از انقلاب داشتند، به فاصله کمتر از دو هفته که از ریاست جمهوری رجائی و نخست وزیری باهنر می گذشت بر اثر انفجار در دفتر نخست وزیری در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۶۰ توسط عامل نفوذی خود کشمیری، هر دو آن بزرگواران را به شهادت رساندند.

مردم گرایی، تزکیه نفس در اخلاص عمل، صرفه جویی، ساده زیستی، نظم و انضباط و قانون گرایی از ویژگی های شاخص اخلاقی وی بود.

حضرت امام خمینی در رثای این شهید و یا دیرینه اش شهید باهنر فرمودند:” ملت ما چون علی بن ابی طالب را فدا کرده است از برای اسلام، فدا کردن امثال این شهدا برای ملت ما یک مسأله مهم نیست، گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند در نظر همه ما عزیز و ارجمندند؛ و آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی که با هم در جبهه های نبرد با قدرتهای فاسد همجنگ و همرزم بودند.”